اصول سخنرانی و سخنوری

معنی سخنوری وتاریخچه پیدایش آن
سخنوری یا خطابه متنی است که گوینده، شنونده را به سخن خود اغناع و به منظور خویش ترغیب میکند. مقصود از سخنوری همین دو نتیجه است یعنی اغناع شونده و ترغیب آن یعنی شنونده سخن گوینده را بپذیرد و به منظور او ترغیب گردد و برانگیخته شود. گوینده ای که این فن را بکار می برد خطیب و سخنور گفته می شود و سخنی که این فن در آن بکار برده میشود خطبه، خطابه، نطق و گفتار نام دارد.
در آغاز هرکس سخنوری می¬کرد از روی استعداد طبیعی بود ولی رفته رفته ، بازار خطابه و سخنوری بدلایلی که میتوان مهمترین آنها را جذب، اغناع و ترغیب مخاطب جهت حرکت بسوی امیال خطیب را نام برد ، گرم تر شده و تا امروز از دست نداده است و با شرو شور همه خواهان شده اند که ناطق و خطیب باشند از این رو کم کم بعضی از دانشمندان وموز و دقایق سخنوری را فن خود ساخته اند و نظر به این که سخنور برای رسیدن به مقصود یعنی اغناع شنوندگان، ناچار باید معلومات بسیاری داشته باشد تا هر موضوعی که پیش می آید از بحث در مورد آن درمانده نشود.
استادان سخنوری به سخن آموزی تنها نمی توانستند اتکا کنند و ناگزیر هرگونه معلومات فنونی را به شاگردان خود می آموختند پس می باید از هر دانشی بهره ای داشته باشند یعنی خلاصه دانشمند باشند و دانشمند را به زبان یونانی صوفیست می گفتند بعضی از صوفیستها به واسطه احاطه به معلومات و فنون فراوان معروف و محترم شدند و از راه تعلیم فنون سخنوری سودهای گزاف بدست آوردند بخصوص در مهمترین شهر یونان یعنی آتن تعلیم و تربیت گذشته از ورزش و موسیقی تقریباً همین تعلیمات بود که صوفیستها به جوانان می دادند که نتیجه آن فن سخنوری می شد که بهترین راه برای رسیدن به مقامات عالیه بود.

مراحل سخنوری :
مرحله اول: گردآوری مطالب و دلایل لازم و بطور کلی آنچه باید در مورد موضوع گفته شود.
مرحله دوم: مرتب کردن و منظم نمودن مطالب.
مرحله سوم: بیان مطالب و ایراد نطق.
بنابراین کمتر کسی است که در جمعی سخن بگوید و با سه مرحله اساسی یعنی چه گفتن، با چه نظم و ترتیب گفتن و چگونه گفتن آشنا نباشد.

مرحله اول : چه باید گفت ؟
در این مرحله کار اساسی ناطق خلق و ایجاد معانی است یعنی درباره مطالبی که می خواهد بیان کند درست بیاندیشد، اطراف و جوانب مسئله را پیش چشم بگذارند و سپس با توجه به هدف اصلی منظور و مقصودی که دارد سخن آفرینی کند. پیداست تا مطلبی در ذهن پرورش نیابد و کاملاً پخته نشود نمی توان آن را به زبان آورد. بخصوص در سخن رانی های سیاسی و قضایی که کوچکترین لغزش و کمترین خطا گوینده را از رسیدن به مقصود باز میدارد هر چقدر بخواهیم نگرش و به طبع آن سخن قوی تری داشته باشیم می بایست زبان خود را قوی تر نمائیم و قوی نمودن زبان با گسترش دایره واژگان ارتباط تنگاتنگی دارد و نخستین مسئله ای که در برابر ناطق قرار می گیرد داشتن مطالب مورد نیاز وآماده کردن مطلب است که این گستره واژگانی کمک زیادی در فراهم نمودن مطلب خواهد داشت.

فراهم نمودن مطلب : چه بگوئیم ؟
اینکه می گوئیم داشتن مطالب برای آن است که در همه اوقات سخنوری با آگاهی قبلی و زمان بندی معین هیچگاه مسئله سخنوری صورت نمی پذیرد بنابراین یک سخنران باید همواره مطالبی را جهت سخنرانی در موضوعات مربوط به حوزه خویش آماده داشته باشدتااگر در شرایطی مجبور به سخنرانی و یا ادامه دادن یک سخنرانی شد بر بلافاصله بتواند در آن موضوع وارد شده و از عهده اغناء مخاطب برآید.

مرحله دوم : به چه ترتیبی باید گفت ؟
سخنور بعد از آنکه به خلق معانی و آفرینش سخن پرداخت و اطلاعات و دلیل های مورد نیاز را گردآورد نوبت آن میرسد که به مطالب خود نظم و ترتیب بدهد . باید توجه داشت که به هیچ عنوان اهمیت این مرحله کمتر از مرحله اول نیست زیرا هر اندازه مطالب گرد آوری شده یا موجود در ذهن کامل و محکم باشند تا شکل منظم و مرتبی نیافته اند نمی توانند برای شنونده قابل استفاده وسودمند باشند به همین دلیل است که گفته اند اگر سخنران در ترتیب مطالب موفق عمل ننماید و نتواند به گو.نه ای مطلب را برای سخنوری مرتب سازد که در ذهن مخاطب دچار اختلال و اختشاش نشود هر قدر سخنان او ارزش مند و با کیفیت باشند در نهایت اثری بر روی مخاطب نخواهند گذاشت.
مرحله سوم : چگونه باید گفت ؟
سومین مرحله از مراحل سخنرانی بیان مطلب است که اهمیت آن اگر بیشتر از دو مرحله قبل نباشد قطعاً کمتر از نیست . چگونه گفتن، میزان اثر بخشی برمخاطب که نتیجه آن می باید به همسو کردن مخاطب با عقاید و نظریات سخنور بیانجامد. درست است که انتخاب مطالب و مرتب و منظم کردن آنها کار دشواری است و خلق و ایجاد معانی از مراحل حساس سخنوری شمرده میشود اما ناطق هر اندازه در گردآوری مطالب و پیدا کردن دلایل زحمت بکشد و رنج ببرد نمی تواند به نتیجه مطلوب برسد مگر آنکه سخن پرداز خوبی باشد البته سخن آفرینی دانش فراوان، پرمایگی و اندیشه بلند لازم دارد اما به لفظ و عبارت درآوردن معانی نیز به ترتیبی که اثر بخش باشد کار آسانی نیست و ورزیدگی ربانی میخواهد.

یک سخنور خوب در بیان مطالب باید دو مسئله اساسی را مد نظر قرار دهد :
۱ – سخن با روانی ادا شود
۲ – سخن از دلپذیری و آراستگی برخوردار باشد.
شکی نیست که روانی سخن در درجه اول اهمیت قرار دارد زیرا غرض اصلی از بیان آن در یافتن مقصود شنونده می باشد و در فهم آن نباید دشواری و سختی باشد پس اول باید به فکر کلامی افتاد که معنی آن روشن و دور از هرکونه ابهام باشد س‍پس در صدد آرایش آن برآید.
موانع سخنرانی اثر بخش : بسیاری از مردم صحنه مفهومی را در ذهن خود مجسم و ابعاد گوناگون آنرا احساس میکنند اما توفیق بیان آنرا دشوار میابند آنان از چه میترسند و با چه مواضعی روبرو هستند ؟

برخی از تهدید ها و موانع در برابر ارتباط شفاهی اثر بخش بدین قرار هستند :
۱- اضطراب ۲ – ترس از روبرو شدن با جمع ۳ – عدم آشنایی و تسلط کافی سخنران به موضوع ۴ – نگرش آمرانه، سلطه جویانه و تحقیر آمیز سخن ران ۵ – اشکال یا نارسایی در سامانه توضیح ( زبانی، آوایی و مفهومی ) ۶ – ترس از تپق و لکنت زبان ۷ – ترس از عدم توانایی در پاسخگویی به پرسش های شنوندگان ۸ – تلاش و اصرار برای خواندن از روی متن ۹ – عدم ساختار مناسب در سخنرانی که موجب آشفتگی در بیان می شود ۱۰ – ترس از برخورد و درگیری ۱۱ – عوامل بیرونی و مشکلات فیزیکی محیط سخنرانی ۱۲ – حضور شنوندگان مختلف از طیف های مختلف فکری و طبقات اجتماعی ۱۳ –تکراری بودن موضوع سخنرانی برای شنوندگان ۱۴ – آشنا نبودن مخاطبان با موضوع سخنرانی ۱۵– نامناسب بودن زمان و مکان سخنرانی ۱۶ – کافی نبودن مدت سخنرانی ۱۷ – طولانی بودن مدت سخنرانی ۱۸ – بیان ضعیف و کسل کننده ۱۹- نامناسب بودن ظاهر سخنران ۲۰ – پایبند نبودن سخنران به موضوع سخنرانی( مانند فیل و مورچه ) ۲۱ – حرکات اضافه ۲۲ – تکیه کلامها و تیک های کلامی ۲۳ – تیک های حرکاتی ( دست زدن در مو و … ) ۲۴ – حالت نامناسب چهره سخنران ۲۵ – استفاده نامناسب و نادرست از ارتباط کلامی ۲۶- سرعت نامناسب در حرف زدن

پیامد های ضعف در سخنوری :
کم توجهی والدین و مراکز آموزشی پیش از دبستان به تقویت در پرورش ارتباط شفاهی در کودکان موجب می شود که بسیاری از کودکان در شرایطی به سیستم آموزشی وارد شوند که مهارت کلامی پایه ای را هنوز به درستی فرا نگرفته اند. و در برقراری ارتباط شفاهی با دیگران ضعف دارند این کم توجهی به مسئله ارتباط و تعامل کلامی با دیگران بعدها در سطوح با لاتر نظام آموزشی حتی تا زمان دانشگاه ادامه یافته و نهایتاً در زمانیکه افراد بایداز داشته های عملی و فکری خود استفاده نمایندو آنرا به دیگران انتقال دهند دچار مشکلات عدیده میشوندو نتیجه آن تبدیل شدن افراد به انسانهایی که کمتر بی حوصله، کم رو و گوشه گیر هستند میشود.

شرایط گویندگی : در یک گوینده خوب باید چند شرط جمع باشد تا بتواند محبوبیت لازم را بین بینندگان و شنوندگان کسب نماید.
۱ – شرایط جسمانی
۲ – شرایط تربیتی
۳ – شرایط روانی
یک گوینده صددرصد لازم نیست از لحاظ جسمی قوی باشد ولی اعضایی که کار گویندگی را انجام می دهند باید سالم باشند که از اهمیت زیادی برخوردار است. در مورد شرایط تربیتی مثل طرز تلفظ کلمات، حروف، اصطلاحات دیگر شرایط بعدها سخن خواهیم گفت .
انواع صداهایی که برای گویندگی مناسب نیستند :
ناله ای ، خودمانی، اعتراضی، (عربده ) و وسواس. برای درک این مطلب بهتر است صدای خود را ضبط کرده و گوش دهید یا گوینده ای را که می پسندید گوش کنید .
صدایی صاف و پاک: صدای پاک و صاف یعنی خالص بودن صدا که با گلوی شخص رابطه مستقیم دارد و بعضی از افراد پس از ده دقیقه سخنرانی دیگر نمی توانند به سخن گفتن ادامه دهند یا درادای کلمات و تلفظ حروف دچار مشکل می شوند که علت های مختلفی مانند خستگی، بیخوابی، حواس پرتی و … دارد .

صداهایی که موجب ناراحتی می شوند دارای معایبی هستند که عبارتند از:
۱ – بلندی برد صدا : صدای گوینده در حالت عادی باید دارای حداقل برد سه متر باشد در غیر اینصورت صدای ناخوشایندی خواهد بود و باید در جهت بالابردن برد صدا تمرین نمود که مهمترین تمرین آن تمرین تنفس است
۲ – واضح بودن و صاف بودن صدا: که در صورت نداشتن صدایی واض و صاف و دارا بودن صدایی خشک و زنگ دار استاندارد لازم در صدای گوینده برای انتقال مفهوم با صدایی صاف و پاک وجود ندارد.
۳ – سطح صدا : مقدار ارتعاشاتی که در صدا است سطح صدا را بوجود می آورد که در زنها پایین و در مردها بالاست .

تاثیر صدا: تاثیر صدا را اصطلاحاً آوا معنایی می گویند هر صدای طبیعی و قابل انعطاف که با آن بتوان مقصود و مطلبی را خوب بیان کرد دارای جاذبه و تاثیر است تاثیر صدا را نباید با بلندی و رسایی صدا اشتباه گرفت بلکه صدایی که دارای طنین مخصوص بخود باشد و بتواند تغییرات فکر و بالا و پایین بودن مطلب و تکیه کلامهای مناسب را که در یک مطلب وجود دارد به شنونده برساند، و در او اثر کند. اگر صدایی قابل انعطاف نباشد نمیتواند مطلب و مقصود گوینده را به شنونده انتقال دهد .

مکانیزم ساختن کلمات :
هجاهای بلند و کوتاه که بوسیله گلو ساخته شده وقتی وارد دهان میشوند با حروف بی صدا ترکیب شده و از کنارهم قرارگرفتن این هجاها و حروف کلمات بوجود می آیند. مصوتهای کوتاه عبارتند از فتحه، ضمه، و کسره ( َ ِ ُ ) و مصوتهای بلند (آ ای او ) هستند ادغام صامتها و صوتهای کوتاه و بلند حروف را به وجود می آورند که در سخنوری شیوه درست ادا کردن واژگان یکی از مهمترین عناصر گویندگی موفق است.
دندان: دندانها مثل کلیدهای پیانو درپاکی و وضوح صحبت کردن موثرهستنداگر کلید پیانو خراب شود آهنگ مطلوبی از آن شنیده نمی شود به همین دلیل نداشتن دندان یا داشتن دندان خراب و فاسد در گویندگی اثر نامطلوبی دارد.
زبان: مهمترین عضو ادای حروف و کلمات زبان است چون تمام هجاهایی که به دهان می آیند به وسیله زبان با حروف بی صدا ترکیب می شوند وحتی در شدت و طنین هجاها نیز دخالت دارد. گوینده خوب باید به زبان و عضلاتی که زبان را به حرکت درمی آورد مسلط باشد ( ۲۸ عضو زبان را به حرکت درمیآورند) عیوب زبان مانند لکنت، بیماری نیست بلکه یک عادت است وچون شخص نخواسته و یا توجهی نداشته به صورت نوعی بیماری در آمده است. البته بر اثر عوامل فکری و روحی نیز ممکن است لکنت بوجود بیاید.
برای تقویت زبان تمرینهایی چون بیرون آوردن زبان تا جایی که ممکن است و فرو بردن زبان تاجایی که امکان دارد و همچنین گرداندن زبان و پیچ دادن زبان تاجایی که پشت و رو شود نیز موثر است .
گوش : یکی از مهمترین اعضایی که در توانایی سخنران نقش موثری را ایفا می کند گوش می باشد هیچ انسانی در ادای سخن و چه در فهم معنا قدرتمند نمیگردد مگر آنکه گوش خویش را ورزیده نماید در فهم و عالم معنا حضرت مولانا می فرماید: آدمی فربه شود از راه گوش
انسان در گفتار هر قدر دقیق تر به آواها دقت نماید در بیان مفاهیم نیز موفق تر عمل خواهد کرد. پس نتیجه می گیریم تا زمانی که گوش نکنیم قادر به خوب سخن گفتن نیز نخواهیم بود و این امر چه در ظاهر سخن گفتن و چه در باطن آن مصداق دارد.

پاسخ دهید